سيد محمد باقر برقعى

75

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

باغ نبى سبز شد ، ز فضل و لطف خفا * شاخهء نخل ولا ، به مهر رخشان رسيد بلبل آن بوستان ، به جُست‌وجو ، هر زمان * بهر چمن نغمه‌خوان ، تا به گلستان رسيد قمرى و طوطى و سار ، جلوه‌گر از هر كنار * ز عشق گل بىقرار ، هزاردستان رسيد شيعهء با معرفت ! سوم شعبان رسيد * چو وعدهء عاشقان ، به وصل آمد قرين نوبت احياى دين ، به خون پاكان رسيد * رحمت حقّ بر غضب ، گرفت سبقت چنان كه دفتر عاصيان ، بشُست و غفران رسيد * موحّدى بىنظير ، آمده نامش حسين شهنشه عالمين ، ز خير نسوان رسيد * حورى لعيا لقب ، به همره بانوان ز قصرهاى جنان ، خرّم و خندان رسيد * ز قلزم مغفرت ، گوهر غلتان رسيد قدم به دنيا نهاد ، خامس آل عبا * قلم به امر خدا ، به برگ عصيان رسيد خبر به فطرس رسيد ، آمده وقت نجات * دادرس ممكنات ، ز فضل سبحان رسيد نمود تحصيل اذن ، فطرس بىبال‌وپر * به پاى قنداقه سر نهاد و درمان رسيد به قدسيان فخر كرد ، منم ز آزادگان * مژده به هر دوجهان ، خسرو خوبان رسيد شيعهء با معرفت ! سوم شعبان رسيد * طريق نه‌ماهه را ، چنان به سرعت دوان كه شد به شش مَه عيان ، ناجى قرآن رسيد * تحيّت و تهنيت ، ز مصدر كبريا به خاتم انبيا ، به وحى فرمان رسيد * خلاصه ، اى شيعيان ! پرده ز مطلب كشم پى نجات امم ، شاه شهيدان رسيد * به نزد اهل ولا ، مگوى از ابتلا ختم نما « مصلحا » اشك به مژگان رسيد * ز قلزم مغفرت ، گوهر غلتان رسيد